تبليغاتX
هدهدی - ورزش باستانی ایران و ریشه های تاریخی آن 3

دکتر مهرداد بهار

 قسمت پایانی

 

اگر وظائف روحانی و شهریاری را که در مهریشت به او نسبت داده شده است از یشت برداریم ( 50 ) ، مهر ایزدی است به طور عمده مربوط به امر برکت بخشیدن و در واقع ایزدی است حامی جهان نباتی – حیوانی ، ایزدی حامی کشاورزان ، مهمترین لقبی که برای مهر در همه جای مهریشت می آید « دارای چراگاه  های فراخ » است ، او اسب های تیزرو می بخشد ( بند 3 ) ، او به سرزمین های ایرانی خان و مان پر آرامش و خوش می بخشد ( بند 4 ) ، او نگران سرزمین هائی است که دارای ستوران و پناهگاه ستورانند ( بند 15 ) . او مردمی را که دروغ نگویند از نیازمندی می رهاند ( بند 23 و 22 ) . او خانه ها را حفظ می کند و گله می بخشد ( بند 28 ) ، خانه و زنان برازنده می بخشد ( بند 30 ) . او آبها را افزونی می بخشد ، باران می باراند و گیاهان را می رویاند ( بند 61 ) . او گله و رمه می بخشد ، فرزند می بخشد ، زندگی ، سعادت و نعمت می بخشد ( بند 65 ) گاوها او را به یاری می خوانند ( بند 86 و 85 ) . او به اسب ها نیرو و به تن ها سلامت میدهد ( بند 94 ) . آتشکده ی مرکزی تولید کنندگان به نام آذر برزین مهر یا آذر مهر بلند سود خوانده می شود که خود معرف این است که ایزد مهر هم چنان ایزد تولید کنندگان باقی مانده بوده است.

اما ایزد مهر صفات روحانی و جنگاوری و شهریاری نیز دارد و اگر به مهر یشت و به قدرت مهر در دوره ی اشکانی و به آئین مهر پرستی توجه کنیم ، می بینیم که بجای هرمزد ، این مهر است که در مرکز قدرت قرار گرفته است . البته ، بدان معنا نیست که او در راس جهان خدایان است ، این دقیقا بدان معناست که او در مرکز قدرت قرار گرفته است . هرمزد هم چنان آفریدگار بزرگ و خدای خدایان باقی می ماند ، ولی قدرت عمل در جهان مادی به مهر تفویض می گردد و او محور قدرت می شود. مهر که به سهولت از گاهان زردشت حذف شده است ، در مهریشت در ستایش و نیایش برابر هرمزد قرار می گیرد ( بند 1 ) . او یار و یاور ، گشاینده ی کارها ، چاره ساز ، پیروزی بخشنده و در همه جا پیروزمند می شود ( بند 5 ) . مهری که از او در دین پذیرفته شده توسط گشتاسب شاه یادی نشده است ، در مهریشت مورد استقاثه ی کشورهای جنگجو قرار می گیرد ( بند 8 ) . او شهر یاری می بخشد ( بند 65 و 109 ) و بهرام ، این مظهر و نمونه ی کهن جنگاری ، در پیش گردونه ی او به صورت گرازی می دود ( بند 70 ) . او علاوه بر این ها ، پیکرش کلام مقدس است ( بند 25 ) و از کلام راستین آگاه است ( بند 7 ) . سخن کوتاه ، او در مهر یشت حامی تمام آفریدگان و پاسبان ایشان است ( بند 54 ) ، او پاسبان خلقت هرمزد است ( بند 103 )

در کتیبه ها ی دوران اخیر هخامنشیان نیز نام مهر – بر خلاف دوران مقدم آن – وارد می شود و هفت بار می آید ( 51 ) . این امر از دوران اردشیر دوم ( 359 تا 404 پ . م ) آغاز می شود . او می گوید « من به خواست هرمزد ، ناهید و مهر این ایوان را ساختم . باشد که هرمزد ، ناهید و مهر  مرا از همه ی بدی بپایند » . اردشیر سوم پسر او ( 338 تا 359 پ . م ) می گوید « هرمز و بغ مهر مرا و این سرزمین را و آنچه را که من ساختم بپایند ». جالب توجه همراهی مهر با الهه ناهید است . اگر توجه کنیم که ناهید نیز بنا به آبان یشت ، وظائف نعمت و برکت بخشیدن را به همراه پبروزی بخشیدن در نبرد به شهریاران بر عهده دارد ، خصوصیاتی شبیه مهر و ایزدان برکت بخشنده را پیدا می کند. این همراهی ایزد مهر با الهه ی ناهید گمان ما را دائر براین که مهر پیش از مهریشت ایزد برکت و ایزد نباتی – حیوانی بوده است بیشتر تایید می کند .  اما چگونه این ایزد طبقات غیر اشرافی توانست به محور قدرت و به مرکز نیایش و ستایش همه ی طبقات تبدیل شود ؟ به گمان نگارنده – که هنوز نیازمند بررسی و استدلالی بیش از اینهاست – توسعه ی شاهنشاهی هخامنشی به صورت حکومتی جهانی ، نیازمند قشر وسیعی از مدیران و حاکمان در سطوح مختلف بود و این نیاز گسترده را نمی شد به یاری اشرافیت محدود قدیم پارس و ماد بر آورد . این امر سبب ورود عناصر کاردان و وفادار از قشر آزادان متوسط الحال به درون اشرافیت شاهنشاهی شد . این آزادان شهری و روستائی با ورود خود به اشرافیت اعتقادات و آئین های خود را نیز به اعتقادات و آئین های اشرافی ایرانی وارد کردند. در این زمینه ما خبر داریم که بودند کسانی از عوام الناس که در دوره ی هخامنشی موقعیت اشرافی یافتند و به گروه سواره نظام پارسی که از نجبا به شمار می آمدند ، در آمدند ( 52 )

همچنین نبردهای بی انتهای هخامنشیان نیازهای روزافزونی به سربازان و جنگاورانی داشت که طبقه ی اشرافی پارس و سرزمین های متحده قادر به تامین آن نبودند و این نیروی جنگی تنها می توانست از میان طبقات غیر اشرافی تامین شود. این جنگاوران تازه ،خدای برکت بخشنده ی خود مهر را به میان طبقه ی جنگاوران آوردند و بنا به نیازهای جنگی تازه ی خود ، او را مظهر جنگاوری نیز کردند.

همچنین ، رفاه روزافزون و توسعه ی دربار هخامنشی سبب شد تا گروه بزرگی از خواجه گان پر قدرت که اصل و نسبی اشرافی نداشتند ، به جامعه ی درباری وارد شوند و به پرورش شاهزادگان مشغول گردند ( 53 ) .  این رفاه همچنین سبب پدید آمدن شیستانهایی عظیم در دربار شاه و اشراف و فرمانروایان شد که در هر یک از آنها صدها زن می زیستند که تنها به خاطر زیبائی شان و نه نسب اشرافیشان به همسری شاهان هخامنشی یا اشراف در می آمدند و در امور همسران و فرزندانشان دخالت می کردند ( 54 )

مجموع این چهار عامل ، یعنی توسعه اشرافیت ، توسعه ی نیروی جنگی ، ورود وسیع خواجه گان به دربار و ورود زنان بی نسب به شبستانهای سلطنتی و اشرافی سبب ورود عقاید عوام به مجموعه ی عقاید خواص شد و ایزد مهر که در میان طبقات پائین و متوسط در مرکز قدرت قرار داشت ، اینک ایزدی در مرکز قدرت از نظر اشراف روحانی و ارتشتار و خاندان سلطنت نیز گشت. اگر توجه کنیم که دین زردشتی نیز از دوران شاهنشاهی اردشیر درازدست در شاهنشاهی ایران رسمیت یافت و بسیاری از متون اوستائی جدید متعلق به این دوره و پس از آن است ، شخصیت تازه ی مهر در مهریشت و اوستای جدید نیز قابل توجیه می شود.

از این پس ، در تاریخ ایران پیش از اسلام ، مهر همچنان این قدرت و نفوذ را حفظ می کند و حتی بر تفکر و آداب ایران دوران اسلامی نیز تاثیر شگرف می گذارد. او ، علاوه بر برکت  بخشندگی ، مظهر کلام و تقدس ایزدی ، مظهر مهر و دوستی ، مظهر دلاوری و مردانگی می گردد و الگوهای رفتاری دینی ، عرفانی ، شهریاری و پهلوانی از او ملهم می شود .

در ترکیب قدرت مهر باید بدین نکته توجه داشت که آئین های آسیای غربی که در سرزمین ایران و آسیای میانه از عصری کهن اثر گذاشته بود ، سخت موثر بوده است. در واقع شخصیت نو آراسته ی مهر را می توان با شمش shamash  خدای خورشید و اتیس Attis   خدای گیاهی و بخصوص با مردوخ Marduk خدای بزرگ بابلی مقایسه کرد.همان گونه که مردوخ در سلسله  مراتب خدایان بابلی کهن ترین نبود ، ولی به علت آنکه در مرکز قدرت جهان خدایان قرار گرفت ، محبوب ترین و نیرومند ترین خدای بابلیان شد و وظائف روحانیت ، سلطنت ، دلاوری و برکت بخشیدن را در خود گرد آورد ، مهر نیز خدای بزرگ ایرانی نبود ، ولی  به سبب قرار گرفتن در مرکز قدرت ، محبوب ترین و نیرومند ترین ایزد ایرانی شد و وظائف روحانیت ، سلطنت ، دلاوری و برکت بخشیدن را به عهده گرفت و در این رشد مرهون مردوخ نیز بوده است. 

                                                                       **

                                   ************      ********     ************ 

                                                                       ** 

بدین گونه ، می توان از همه ی بحث های گذشته نتیجه گرفت :  

1-   به احتمال قوی در نزد خاندان های اشرافی ایران ، از زمانی پیش از زردشت ، هرمزد خدای بزرگ و در راس همه ی قدرت ها بوده است و دین کتیبه های متقدم و دین گاهان ، که موارد اختلاف متعددی با یکدیگر دارند و معرف دینی واحد نیستند ( 55 ) ، هر دو معرف این ایمان اشرافیت ایرانی به خدای بزرگ و نیرومندند و رفتار شاهان که در راس قوای مملکتی قرار داشته اند ، بر اساس الگوهای رفتاری هرمزد و بهرام بوده است.

2-   توده ی مردم : روستائیان ، دهقانان آزاد و پیشه وران ، که باطنی روستایی داشتند ، هر چند هرمزد را به عنوان خدای بزرگ ستایش می کردند، ولی ایزد باروری و برکت در زندگی ایشان مظهر و مرکز قدرت بود. این ایزد همان ایزد مهر است.

3-   در دوره ی دوم فرمانروائی هخامنشیان ، بنا به عللی که یاد شد و زیر تاثیر مردوخ بابلی ، پرستش فوق العاده ی مهردر طبقات اشرافی ایرانی راه یافت و به زودی در دوره ی اشکانیان ، این ایزد به خدائی در مرکز قدرت تبدیل شد و آئین او قدرت عظیمی یافت که از ایران فراتر رفت و دینی جهانی شد . این دین موعظه ی برابری و برادری می کرد و قشرهای میان حال و تهیدست را به خود می خواند و به همین روی گسترش عظیم یافت.

4-   در ایران پرستش مهر نه تنها به درون همه ی طبقات راه یافت ، بلکه باعث پدید آمدن الگوهای رفتاری و آئین های جدید شد . از جمله ، آئین جوانمردی و الگوی پهلوانی مهری است که وجوه افتراق بسیاری با الگوی پهلوانی کهن به شباهت ایندره پدید آمده بود دارد.

5-   این پهلوانان جدید که اعضاء سازمانهای جوانمردی بودند ، متکی به طبقات میانه حال و تهیدست شهری ، کارگران ، پیشه وران و بازرگانان بودند و گاه به صورت نیروی مسلحی در می آمدند که در مسائل اجتماعی دخالت می کردند و منافع طبقه ی خود یعنی عامه ی مردم تولید کننده ی شهری را تامین می کردند.اینان در شهرهای مستقل فئودالی در پی قدرتی که بدست  می آوردند ، گاه مسئول امنیت شهر نیز می شدند و قدرتشان از طرف حکومت ، بدین ترتیب ، به رسمیت شناخته می شد. داستان سمک عیار – در صورت درستی نظر نگارنده در مورد قدمت آن – معرف زندگی اجتماعی ایران و نقش عظیم پیشه وران و جوانمردان در دوران اشکانی است.   

6-   با در نظر گرفتن مطالعه ی تطبیقی آئین مهر و زورخانه و ارتباط زورخانه با جوانمردی ، می توان گمان برد که زورخانه ها باید در ایران قدمتی بسیار داشته باشند و اصل آن ها به دوره ی اشکانیان برسد ، زیرا در این دوره است که آئین مهر گسترشی جهانی می یلبد ، به اروپا می رود و معابد مهری که از بسیاری جهات مانند زورخانه های ما است ، در آنجا برپا می شود . آئین عیاری در ایران پا می گیرد.

7-   در این آئین پرورش و ورزش تن برای رسیدن به حقیقت و سلامت روح مهمترین شرط بوده است ، ولی این پرورش و ورزش تن  با آدابی چنان روحانی در آمیخته بوده است که در واقع پرورش روان را از تن جدائی ناپذیر می کرده است .

8-   در دوره ی اسلامی ، به علت فراموش کردن دین کهن و بخاطر دوام آئین ، اسطوره های تازه ای در باره ی منشاء این آئین پدید آمد و آن را با اسلام پیوند داد . از کتاب سمک عیار بر می آید که از حلب تا هندوستان ، در همه ی شهرها جوانمردان سازمان داشته اند و از وجود یکدیگر باخبر بوده اند و اگر عیار – پهلوانی بزرگ در هر عصر پدید می آمد ، همه ی عیاران این سرزمین ها او را می شناخته اند و گاه به شادی او شراب می خورده اند و به او سر می سپرده اند . از نوشته های اسلامی بر می آید که این سنت را قدیم میدانسته اند ، از جمله فتوت نامه ی سلطانی مبداء فتوت و مظهر آن ابراهیم خلیل و قطب فتوت مرتضی علی می داند ( 56 ) . همچنین آمده است که در زمان شیث نبی میان طریقت و فتوت هیچ جدائی نبود ( 57 ) . البته تکیه بر این قول ها درست نیست ، اما به هر حال ، این اقوال موید کهنگی و قدمت این آئین است و همچنین موید این نکته که روزی این آئین همان طریقت عام بوده و این ما را به همه جا می رساند که گفتیم ریشه ی آئین پهلوانی – عیاری به دوران کهن اشکانی می رسد. این آئین ها مسلما در آن زمان بخشی از دین و اعتقاد مردم بوده است.  

                                                       *******************

بی تردید این گفتار نارسائی های بسیار دارد ، چون به قدری رشته ها از هم گسیخته و مدارک اندک است که جز با یک رشته ی فرض و گمان نمی توان پاره ها را به هم دوخت. خدا کند این موقع اندیشه ای را گرم کند. 

ادامه ی یادداشت ها

50 – بخش بزرگی از وظائف روحانی و همه ی وظایف شهر یاری مهر در مهریشت باید تازه باشد ، زیرا در ادبیات ودائی ، گاهانی و کتیبه ای متقدم هخامنشی نشانی از آنها نیست.

51 – کتیبه های اردشیر دوم در حاجی آباد ، اردشیر دوم در شوش ( شماره ی  D) ، اردشیر دوم در همدان ، اردشیر دوم در شوش ( شماره ی A) ، اردشیر سوم در تخت جمشید.

نکR.G.Kent old Persian  U . S . A   1953  

52 – ساموئیل . ک . ادی . آئین شهریاری در شرق ، ترجمه ی فریدون بدره ای تهران 1347  ص 40

53 – از عصر خشایارشاه دخالت خواجه گان شبستان آشکار می شود و خشایارشاه در توطئه ای که اسپه میتره ی خواجه سرا در آن سهیم بود ، به قتل رسید ( p.289 )

ما از خواجه سرای دیگری با نام یونانی شده ی Artoxares که اصلی ایرانی دارد ، خبر داریم که تصمیم داشت به سلطنت برسد (   P.364 ) . همین خواجه سرا شاه جدید را نیز می کشد (   P 490 ). نک .

A.T.Olmsted , History  of the Persian Empire , U . S . A1963

54 – اردشیر دوم سیصدو شصت همسر صیغه داشت ( همان p424 )

55 – موارد اختلاف گاهان و کتیبه های متقدم را می توان چنین برشمرد :

الف – دین گاهانی به نوعی تثلیث عقیده دارد که در راس آن هرمزد و در دو پایه ی آن سپند و مینو و اهریمن قرار گرفته اند ، در حالی که در دین کتیبه ها ثنویتی هست که در راس یکی هرمزد و در راس دیگری دروغ است و از اهریمن و سپند مینو سخنی نیست .

ب – در گاهان از ایزدان یا بغان سخنی نیست ، در کتیبه ها بغان مورد ستایشند .

پ – در گاهان از امشاسپندان سخن می رود ، در کتیبه ها سخنی از ایشان نیست .

نیز این نکته قابل اثبات است که دین کتیبه ها ملهم از اوستای جدید هم نیست . بهترین توجیه درباره ی

 دین های اوستائی و کتیبه ای این است که دین گاهانی و دین کتیبه های متقدم هخامنشی ، هر دو ملهم از دینی ایرانی و کهن تر هستند آثار دینی اوستای جدید نتیجه ی در آمیختن دین گاهانی و دین هخامنشی متقدم به یکدیگر است . زیرا از سویی عوامل گاهانی را در بر دارد و از سوی دیگر به دنبال ثنویت هخامنشی است . که این بحث درازی است و خود به گفتاری مستقل نیازمند است.

56 – همان ، ص 6

57 – همان ، ص 6

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مهر1387ساعت 0:45 قبل از ظهر  توسط سعید هدهدی  |