تبليغاتX
هدهدی - ورزش باستانی ایران و ریشه های تاریخی آن 2

دکتر مهرداد بهار

 قسمت دوم

 از نظر طبقاتی نیز عیاران و پهلوانان دوره ی اسلامی غالبا متعلق به قشر تولید کنندگان شهری اند و اغلب با نام خود نام صنف خویش را نیز به همراه دارند. جالب توجه است که این کیفیت تعلق به قشر تولید کنندگان یعنی کارگران و صاحبان پیشه ی شهری ، در میان صوفیان هم دیده می شود و اگر توجه کنیم که صوفیان ، عیاران و پهلوانان همه از جوانمردانند ، شاید بتوان گفت که فتوت با جوانمردی نهضتی بوده است متعلق به اصناف و پیشه وران شهری که در آن از اشراف یا روستاییان تنها گروهی انگشت شمار دیده می شوند.

از داستان سمک عیار بر می آید که عیاران و پهلوانان نیروی پیشاهنگ جوانمردان بازاری و پیشه ور بوده اند و در میان توده ی مردم سخت نفوذ داشته اند. در داستان سمک عیار می آید « ارمنشاه ..... گفت : ایشان   ( یعنی عیاران ) چه قوم اند که چنین مردم از راه می برند و به طاعت خود می برند و اگر چیزی نهانی میسازیم ، می دانند و آشکار می کنند و اگر کسی از آن ایشان می گیریم و در بند و زندان بسیار می داریم ، می برند » (29 ).

« سرهنگان با حاجب شاه و شحنه ی ولایت بیامدند و ریسمان در گردن آن دو جوان کردند و در بازار آوردند. صد هزار زن و مرد بازاری و لشکری خروش بر آوردند و زاری کزدند که ایشان ، دو برادر ، معروف و جوانمرد و سخت پاکیزه بودند و مردم ولایت ، ایشان را دوست داشتندی. در بازار چون ایشان را می آوردند ، خروش از مردم شهر بر آمد» ( 30 ) .

قایم عیار ، که پهلوان نیز خوانده می شود ، به سمک عیار می گوید : « ای پهلوان، اندیشه مدار که  زلزال با لشکر آن توانایی را ندارند که با من بر آشوبند ... مرا قایم بدان خوانند که هر کاری که خواهم از پیش برم و در هر کار اختیارم. دیگر پنج هزار مردشادی خورده دارم » ( 31 ) .« زلزال [ ملک ] گفت ... [ قایم ] شهر به ما برآشوباند ، ما را زیان دارد و ما با عام بر نیاییم » ( 32 )

به همین علت بزرگان و قدرتمندان شهر این جوانمردان و پیشه وران عیار را « دزدان و ناداشتان » می خواندند.( 33)  و غاطوس ملک چون دلتنگ شد ، گفت : « با این کار چه سازیم از دست این قوم ناداشت اوباش » ( 34 )

عیاران و پهلوانان هر شهر هر چند مستقل از عیاران و پهلوانان دیگر شهرها بودند ولی رابطه ی غیر مستقیم جوانمردی ایشان را به یکدیگر  مربوط می کرد . ( 35 ) ولی گاه در یک شهر ، میان جوانمردان دو دستگی بود و دشمن خونی یکدیگر می شدند. ( 36 )

این دلاوران جوانمرد، در زندگی خود به دنبال شاه دادگر می گشتند تا به یاری او جهان را از پلیدی آزاد سازند. همه داستان سمک عیار بر این استوار است که سمک در سپاه شاه دادگر و فرزند او همه ی عمر را می جنگد تا جهان را از شر فرمانروایان ستمگر آزاد کند و جالب توجه نفوذ این عیاران است در دستگاه شاه دادگر: « خورشید شاه گفت ای جوان ، پیشتر آی که ما را از عیاران جدایی نیست. این شغال پیل زور پدر عیاران و جوانمردان است ، من او را فرزندم » ( 37 )

                                   

                                                    *********     *    *********

 

بحث در باره ی خصوصیات جوانمردان ، عیاران و پهلوانان پیشه ور خود بحثی است دیگر و بررسی اجتماعی کتاب سمک عیار به مقاله ای مستقل نیاز دارد. آنچه بر اساس این کهن ترین اثر عیاری – پهلوانی می توان گفت این است که آیین جوانمردی ، و در نتیجه عیاری – پهلوانی ، سنتی است اجتماعی و بسیار کهن.

شواهدی که در داستان سمک عیار وجود دارد ما را بر آن می دارد که باور کنیم اصل این اثر اسلامی نیست و مربوط به دوره ی قبل از اسلام و محتملا اشکانیان است

1-     وجود نام های غیر اسلامی در سراسر کتاب

2-     ساخت کاملا ملوک التوایفی جامعه( 38 )

3-     نبودن مسجد ، وجود شراب خواری همگانی و بی حساب در سراسر کتاب

4-     آغاز ذکر شاهان با کیومرث و به سر رسیدن ذکر شاهان با اسکندر ( 39 )

5-      با تابوت دفن کردن مردگان ( 40 ) یا در دخمه نهادن ایشان ( 41 )

6-     ازدواج با محارم ( 42 )

7-    سوگند خوردن به نور ونار و مهر ( 43 ) و بسیاری شواهد دیگر که مناسب این گفتار نیست ، دلایل روشنی بر قبل از اسلامی بودن مطالب کتاب است و از این میان ، شواهد دوم و چهارم فقط مشخص کننده ی دوره ی اشکانی می تواند باشد. اگر چنین فرضی ، مانند فرضیات دیگر این مقاله ، پذیرفتنی باشد ، باید معتقد شد که قدمت سنت جوانمردی ، یعنی پهلوانی – عیاری ، به احتمال بسیار به زمان اشکانیان می رسد.

                                                 

                                                    *******  *   *******

 

اما اگر آیین عیاری – پهلوانی از سویی به آیین جوانمردان دوران اشکانی و از سوی دیگر با آیین مهر پیوند داشته باشد ، باید معتقد شد که میان آیین مهر و جوانمردی پیوند تاریخی و فکری وجود دارد. جالب توجه است که گسترش جهانی آیین مهر نیز به دوره ی اشکانیان می رسد و از ایران به روم می رود. بخصوص این که ، بنا به روایات تاریخی ، دین مهر توسط دزدان دریایی آسیای صغیر به روم راه یافت ( 44 ) و این ما را به یاد دزدان و ناداشتان می افکند.

بدین روی ، بر پایه ی فرض های نگارنده ، دوره ی اشکانی باید دوره ی شکل گرفتن نیرویی عظیم در شهرهای ایران باشد که مبتنی بر عقاید و قدرت عامه ی شهری ، یعنی جامعه ی تولید کنندگان بوده و به گرد ستایش ایزد مهر به عنوان مرکز قدرت در جهان خدایان می گشته است . این نیروی عظیم نه تنها فکری و دینی بوده ، بلکه به همراه خود سازمانهای اجتماعی خاصی را نیز آورده بوده است که تا زمان درازی پس از اسلام نیز ادامه داشته است .

چنانچه در گفتاری زیر نام « دیدگاه های تازه درباره ی مزدک » در شماره ی سوم اندیشه ی آزاد ، اسفند 1358 ذکر کرده ام ظاهرا در دوره ی اشکانی ، میان شهرهای متکی به امر تجارت با خارج ( که عبارت بود از خرید کالا از چین و هند و حمل آن به روم و خرید کالا از روم و حمل آن به چین و هند ) و موقعیت روستاها و حکام  فئودال خود مختار آن عصر اختلاف و تضاد عمیقی به وجود آمده بود. شهر ها طرفدار تمرکز قدرت و وحدت کشور بودند تا امر راه سازی ، حفاظت راه ها وشهرها ، سیستم مبادله و حمل ونقل کالاهای تجاری و حفاظت تجار خودی در برابر تجار و دولت های بیگانه و جز اینها به بهترین وجه ادامه یابد ، در حالی که فئودالیسم غیر متمرکز اشکانی متکی بر قدرت فئودالهای کما بیش مستقل بود که قدرتهائی محلی و تابع منافع محلی خود بودند و از قدرت دفاع  مداوم در برابر متجاوزان خارجی محروم . هر چند ممکن است فئودال – فرمانروایان محلی از امر تجارت خارجی رایج در شهرهای موجود در حیطه ی قدرت خود و ادامه و رونق آن ، به واسطه ی عوارض وکالاهایی که دریافت می داشتند ، حمایت می کردند ، ولی همین عوارض سنگین و نامشخص و همین وابسته به خواست فرمانروایان محلی بودن نمی گذاشت شهرها ازرونق خاص و لازم بهره مند شوند و شاید نمی گذاشت تجارت کالایی با خارج در حد امکان توسعه یابد و پیشه وران شهری امکان یابند در امر تولید سهیم شوند و از رونق تجارت بهره ی بیشتر برند. امری که بعدها ، در دوره ی ساسانی ، انجام یافت.

پدید آمدن سازمان های صنفی در شهرها ، اتحاد آن ها با یکدیگر ، ایجاد نهضت جوانمردی که فراگیرنده ی همه ی شهرها ی دور و نزدیک شده بود ، مبارزه با فئودال – فرمانروایان محلی – و آرزوی پدید آوردن سرزمینی به زیر درفش یک فرمانروای عادل ، در واقع ، عکس العمل آن تضاد عمیقی است  که میان شهر و روستا در دوره ی اشکانی پدید آمده بود و نیز جوابگوی این نکته است که چرا در نهضت جوانمردی نشانی چندان از اشراف و روستائیان نیست. شاید همین امر و قدرتی که در این نهضت نهفته بود به ساسانیان یاری رساند تا سرانجام  ، به آسانی تمام ، دولت اشکانیان را از میان بردارند و دولتی متمرکز و هرچند ستمگر ، اما حامی تجارت با خارج و تولید پیشه وری داخلی پدید آید و این امر ، قیام دهقانان را در پی داشته باشد.

                                     

                              **************  ****  **************

 

شاید اینک به جا باشد که برای شناخت دقیق مسائل آرمانی این نهضت ، با تحول آئین مهر از مرحله ی هند و ایرانی تا دوره ی اشکانی آشنا شویم .

مهر ایزدی است هند وایرانی که نام او در هند معنای « دوست » دارد و در اوستا به معنای « پیمان » و در فارسی به معنای دوستی و خورشید است. این ایزد ، به احتمال قوی ، در نزد هند و ایرانیان اعصار بسیارکهن ، مظهر پیمان و دوستی میان افراد قبیله با یکدیگر و مظهر وحدت و مقررات و روابط آیینی در کل قبیله بوده است ، و می توان باور داشت که او ایزد برکت بخشنده ی خورشیدی نیز به شمار می آمده است. او سپس در نزد هندوان ، ایزد متحد کننده ی پنج قبیله ی مردمان و ایزد قانون گذار و مظهر قانون شد وایزدی به شمار آمد که کشتکاران را با چشمی که بر هم نهاده نمی شد ، مراقبت می کرد ( 45 )این ایزد در قدیمی ترین نوشته ی ایرانی در باره ی او ، در مهر یشت ، ایزدی سخت عظیم تر از آن است که در مرحله ی هند و ایرانی و در میان هندوان ودائی بوده است . علاوه بر این ، این ایزد ، در دوره ی متاخر شاهنشاهی هخامنشی نیز چنان مهم می شود که نامش به همراه نام هرمزد ، خدای بزرگ ، و به اتفاق آناهیتا در واپسین کتیبه های هخامنشی ظاهر می شود.او ، سپس آنچنان مهم باقی می ماند و شاید مهم تر می شود که در دوره ی اشکانی ستایش او به صورت آئین مهرپرستی به اروپا می رود و خود در مرکز ستایش همه ی طبقات امپراتوری روم قرار می گیرد و دهقانان ، سپاهیان ، پیشه وران و حتی شهریاران پیرو او می گردند (46 ) و در همان دوره ، در ایران ، چند شاهنشاه اشکانی و شاهان خاندانی ایرانی نژاد که در آسیای صغیر فرمان می راندند  نام مهرداد داشتند ( 47 ) و از آن پس ، در دوره ی ساسانی نیز در میان همه ی طبقات اجتماعی ایران مهر مورد ستایشی عظیم بوده است. ( 48 )

بدین روی باید اطمینان داشت که شخصیت مهر در ایران تحول قطعی یافته است و از آن خدای هند و ایرانی با پهنه ی محدود فعالیتش ، در ایران ایزدی بس نیرومند که کیفیات خدایان دیگر را در خود جذب کرده ، پدید آمده است.

مسیر این تحول و زمان آن روشن نیست ، ولی نشانه هائی وجود دارد که ما را به داوری میکشاند. زردشت در گاهان ، به همراه کنار گذاشتن همه ی ایزدان ایرانی کهن ، مهر را هم کنار می گذارد . در همین حال ، باید توجه کنیم که نام این ایزد در سنگ – نبشته های متقدم هخامنشی نیز نیامده است ، هر چند در این سنگ نبشته ها ذکر کلی ایزدان فراموش نشده است و ما اطلاع داریم که ایزد مهر در همین دوره معابدی در فارس داشته است ( 49 ) .

چنانچه از سنت زردشتی بر می آید ، زردشت دین خود را به شاه گشتاسب عرضه داشت ، بنابراین می بایست اصول عقاید دینی او زیاد دور از اعتقادات شاه و مغایر با آن نباشد. سنگ نبشته ها نیز متن هایی شاهانه اند و اعتقادات دینی مندرج در آنها نیز گویای اعتقاداتی شاهانه است .  با وجود آنکه می دانیم پرستش مهر در عصر گاهانی  و در دوره ی متقدم هخامنشی که همزمانند ، در ایران وجود داشته است ، چرا در گاهان و در کتیبه های  متقدم هخامنشی نام مهر ذکر نشده است ، به طوری که در یکی اصولا اعتقادی به وجود ایزدان دیده نمی شود و در دیگری اشاره ای به ایشان ، بدون ذکر نام ، اکتفا شده است ؟ آیا این بدان معنا نیست که در نیمه ی نخست و آغاز نیمه ی دوم هزاره ی اول پیش از مسیح ، در میان خاندانهای سلطنتی که به قدرت مطلقه ی حکومتی دست یافته بودند ، هرمزد نه تنها خدای یزرگ ، بلکه زیر تاثیر قدرت مطلقه ی شاهان محور قدرت و مرکز ستایش شده بوده است و ایزدان در نزد این دو طبقه ی اشرافی ، با همه ی اهمیت نسبی ، دارای چنان وضعی بوده اند که زردشت توانست ایشان را نادیده بگیرد و شاهان متقدم هخامنشی در سنگ نبشته های خود نیازی به ذکر نام و اهمیت و قدرت آنان ندیدند ؟

 این اهمیت اندک مهر در میان خاندانهای سلطنتی و احیانا روحانی ایرانی با اساطیر ودائی هند نیز هماهنگ است. زیرا در ادبیات ودائی نیز « ورونه » و « ایندره » دو خدای بسیار با اهمیت و میتره

( مهر ) در برابر ایشان درخششی ندارد . در واقع ، خاندانهای سلطنتی ایرانی که وظائف بسیار روحانی و ارتباط های عمیقی با روحانیت داشتند و طبقه ی روحانیان به هرمزد به عنوان خدای بزرگ و الگوی رفتار نگاه می کزدند و ارتشتاران ایرانی در آن اعصار ، به احتمال قوی ، به هرمزد به عنوان خدای بزرگ و به ایزد بهرام که همان ایندره ی باستانی باشد ، به عنوان نمونه ی کهن دلاوری می نگریستند و بخشی از رفتار شاهنشاهان نیز به عنوان بزرگ ارتشتار بر اساس الگوی بهرام بود ، چنانچه اساطیر پهلوانی اوستائی و شاهنامه ای نیز موید الگوی – ایندره – بهرام است . اما اهمیت روزافزون یافتن ایزد مهر در تفکر ایرانی منجر به پدید آمدن مهریشت و ظاهر شدن نام او در کتیبه های متاخر هخامنشی شد و اهمیت یافتن بیش از پیش او در دوره ی اشکانی موید این مطلب است که او ، هر چند نه در میان خاندانهای سلطنتی و روحانی نیمه ی اول و آغاز نیمه ی دوم هزاره ی اول پیش از مسیح ، در میان آزادان کشاورز و مردم شهری متوسط الحال یا تنگدست ایرانی از اهمیت بسزائی برخوردار بوده است و این ، ریشه در همان برکت بخشندگی کهن این ایزد هند و ایرانی دارد.در غیر این صورت باید وضع او در حدود بقیه ی ایزدان باقی می ماند و دارای اهمیتی چنین برتر از همه نمی شد.

 

ادامه دارد ........ 

 

 یادداشت ها

29 – همان ، ج ، دوم ، ص48

30 – همان ، ج ، اول ، ص252

31 –همان ، ج ، اول ، ص 188

32 – همان ، ج ، دوم ، ص 186

33 – همان ، ج ، دوم ، ص522

34 – همان ، ج ، اول ،ص539

35 – همان ، ج ، دوم ، ص 184 و 368

36 – همان ، ج ، دوم ، ص 223 و 208

37 – همان ، ج ، دوم ، ص 601

38 – همان ، ج ، اول، ص  116 و 117 و 142 و 147 و 259 و 519 و630 و 638

39 – همان ، ج ،  اول ، ص 427 ، ج ، دوم ، 503 و 232

40 – همان ، ج ، دوم ، ص 155

41 – همان ، ج ، چهارم ، ص 86

42 – همان ، ج ، ص 507

43 – همان ، ج ، دوم ، ص 611 ، 592 ، ج چهارم ، ص 343 ، 295 ، 284

44 – vermaseren ,p . 27

45 – a.a. mac donell , the vedic mythology , pp , 29 – 30

46 – vermaseren , pp . 30 – 4 . cumont , pp . 33 – 103

47 – کشور پنت Pontus در شمال آسیای صغیر ، پادشاهان این کشور مهرداد نامیده می شدند . قرن چهارم تا اول پیش از مسیح .

48 – آرتور کریستین سن ، ایرانیان  در زمان ساسانیان ، ترجمه ی رشید یاسمی ، 1345 تهران ، ص 164 – 6 اما باید توجه داشت که در این دوره ایزد بهرام از اهمیت بیشتری برخوردار است و مهر در میان ساسانیان از آن اهمیت گذشته بهره مند نیست. بنا به دلایلی که ذکر آن در این جا سخن را به درازا می کشاند ، مهر در خارج از سرزمین پارس پیوسته محترم تر و باشکوه تر از آن بوده است که در پارس

49 – r t .hallock  , persepolis fortification tablets OIP 92 , university of Chicago press , 1969 pf 338 . 1 . 6 .                               

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 10:45 بعد از ظهر  توسط سعید هدهدی  |