تبليغاتX
هدهدی - ورزش باستانی ایران و ریشه های تاریخی آن

دکتر مهرداد بهار

 قسمت اول

بر ورزش باستانی ایران عمری دراز گذشته و مانند همه ی سنت های باستانی ،اصل و منشاء آن در غبار تاریخ گم شده است و امروز می کوشیم اصل آن را باز یابیم، این کوشش تنها بر نشانه هایی استوار است که این جا و آنجا به چشم می خورد، ورنه ، مدرکی قطعی و صریح برای اثبات منشاء این آیین در دست نیست. در حقیقت ابن باز یافتن نیست، باز ساختن است!

در طی چند سال گذشته، به جهت علاقه ای که به مطالعه ی تاریخ تفکر و دین در ایران باستان داشتم، کوشیدم با آیین مهر در ایران و روم آشنا شوم. در طی این آشنایی با مطالعات مهر پرستی، به بعضی شباهت های شگفت آور میان آیین مهر و آیین زورخانه ایرانی برخوردم که مرا به اندیشیدن در باره ی ارتباط آیین زور خانه با آیین مهر واداشت و در این باره مقاله ای به مجله ی فرهنگ و زندگی تقدیم داشتم که در شماره ی دهم آن مجله به تاریخ 1351 به طبع رسید . گمان می کنم پیش از بحث در باره ی این مساله ، بهتر باشد با این رشته ارتباطهای موجود دو آیین که در آن مقاله یاد شده است آشنا شویم .

نخستین دسته از ارتباطها ، ارتباط مهری اروپایی است با بناهای زورخانه ای در ایران.

 مراسم مهری معمولا در غارها انجام می یافت. در نزدیک یا در داخل این معابد طبیعی، که مظهر طاق آسمان و پهنه ی زمین بود ، بایست آبی روان وجود می داشت ، اما در شهرها یا جلگه ها که غاری نبود ، این معابد را به شباهت غارها ، در زیر زمین بنا می کردند . معبد به وسیله ی پلکانی طولانی به سطح زمین می رسید. این معابد پنجره نداشتند و از نور خارج بهره ای نمی بردند.گاه پلکان به اتاقی ختم می شد که در آن ، پیروان خود را برای اجرای مراسم آماده می ساختند و سپس از آنجا به محوطه ی اصلی معبد وارد می شدند.طاق معبد را چون آسمان شب می آراستند. در داخل معبد در دو سو دو ردیف سکو قرار داشت و در میان دو ردیف سکو ، صحن مستطیل و گود معبد قرار گرفته بود که مراسم در آنجا انجام می یافت و تماشاگران بر نیمکت هایی که کنار سکوها ، پای دیوار بود به تماشای این مراسم می نشستند. در آخر صحن ، در محرابی منظره ای از مهر در حال کشتن گاو وجود داشت . در کنار در ورودی ظرفی پایه دار برای آب تبرک شده قرار داشت و در طرف مقابل ، در پای تصویر مهر ، دو آتشدان بود .بر دیوارهای معبد اغلب تصویرهای بسیار نقش شده بود . نکته ی عمومی در باره ی همه ی این معابد ، کوچکی آنها بود به طوری که در این معابد جز گروه معدودی جای نمی گرفت. متاسفانه از مراسمی که در صحن گود این معابد بر پا می شده است ، اطلاعی نداریم . ( 1 )

زورخانه های ما شباهت های بسیار با این معابد مهری دارند . زور خانه ها همیشه با پلکانی طولانی از زیر زمین به سطح خیابان می رسند . همه ی زور خانه ها که به آیین نیاکان و نه با معیارهای « مدرن » ساخته شده اند ، در زیر زمین قرار دارند و معمولا در زیر بناهای دیگر ، این زورخانه های کهن نوری اندک دارند.

چنانچه ذکر شد ، معابد مهری در کنار یا نزدیک آب جاری ساخته میشد . شاید جالب توجه باشد به دو زورخانه ی قدیمی در شهر کاشان توجه کنیم که یکی در محله ی میدان کهنه ی کاشان ، در زیر بنای حسینیه ی آن محل بنا شده است و در یک طرف آن آب انبار عمومی قرار دارد .(2) دوست عزیز آقای دکتر احمد محمدی می گوید که چون در ملایر زور خانه ای را که بر مسیر قناتی ساخته شده بود خراب کردند ، برای ساختن زورخانه ی تازه ، در مسیر همان قنات ، نقطه ی تازه ای را انتخاب کردند و به بنای زورخانه ی تازه پرداختند.در داخل زورخانه ، بر خلاف معابد مهری ، دو سکوی کناری و یک صحن مستطیل گود میانین وجود ندارد و گود چند ظلعی یا مربع زورخانه از همه سو با سکو احاطه شده است ، ولی درست مانند معابد مهری ، در کنار سکو ، در پای دیوار ، نیمکت ها قرار دارند که تماشاگران بر آنها می نشینند و به مراسم نگاه می کنند. به هر حال نکته ی اصلی اشتراک گود ، سکو و نیمکت است. در کنار در ورودی زورخانه ، مانند معابد مهری ، آبدانی وجود دارد که البته ، امروزه مورد استعمال اصلی خود را از دست داده است. به جای آتشدانها که در معابد مهری ، در انتهای صحنه و دو سوی تصویر مهر قرار دارد ، در زورخانه،در جلو سر دم ، اجاقی است که امروزه از آن برای گرم کردن ضرب و تهیه نوشیدنی گرم استفاده می شود. به همان گونه که بر دیوارهای معابد مهری نقش هایی مقدس بود ، در زورخانه ها نیز تصاویر و نقش هایی از رستم و دیگر پهلوانان وجود دارد . نکته ی همانند دیگر ، کوچکی زورخانه ها است که تنها می تواند گروه کوچکی را در خود جای دهند.

یک چیز در معابد مهری هست که در زورخانه ها نیست و آن نقش مهر در حال کشتن گاو است . علت حذف کامل این صحنه – اگر کشتن گاو توسط مهر یک سنت ایرانی باشد (3) – نه تنها به سبب مسلمانی مردم ، بلکه ، با اطمینان می توان گفت ، بخصوص بدین جهت است که در زیر تاثیر آیین زرتشتی در ایران ، کشتن گاو به اهریمن نسبت داده شده بود (4) و بدین روی ، دیگر جایی برای وجود آن بر دیواره ها در ایران نبوده است .

  دسته ی دوم ، ارتباط میان آیین رومی مهر و آیین زورخانه است:

 نخست امر کشتی گرفتن و آداب آن است . بنا به افسانه های رومی درباره ی مهر ، ایزد مهر ، پس از زاده شدن ، بر آن شد تا نیروی خود را بسنجد .بدین روی ، نخست با ایزد خورشید زور آزمایی کرد و کشتی گرفت. درین کشتی گرفتن ، خورشید تاب نیروی مهر را نیاورد و بر زمین افتاد.سپس ، مهر او را یاری داد تا برخیزد. آنگاه دست راست خویش را به سوی خورشید دراز کرد. دو ایزد با یکدیگر دست دادند و این نشان بیعت خورشید با مهر بود . سپس، مهر تاجی بر سر خورشید نهاد و از آن پس، آن دو یاران وفادار یکدیگر ماندند (5).

نکته ی اصلی در کار زورخانه کشتی گرفتن است و چون پهلوانی فرو افتد، دقیقا همان آداب دست دادن را دو پهلوان به جای می آورند و با دست های چپ بازوهای راست یکدیگر را می گیرند و با دست های راست به یکدیگر دست می دهند و همان گونه که مهر و خورشید با هم پیمان دوستی بستند، دو کشتی گیر نیز هرگز با یکدیگر دشمنی نمی ورزند و اگر کینه ای پدید آید ، باید یکدیگر را ببوسند و آشتی کنند و دوست بمانند.

جز کشتی گرفتن، دست دادن و پیمان دوستی بستن، شباهت های دیگری نیز میان این دو آیین وجود دارد ، از جمله، یکی سنت برهنگی است ( 6)

پهلوان در گود ، مانند مهر به هنگام زایش، جامه ای بر تن ندارد و تنها بر میان خود لنگی یا تنکه ای دارد که می تواند برابر برگ انجیر مهر رومی باشد (7) برهنگی از مراسم حتمی گود است.

رسم دیگر زورخانه زنگ زدن است. و آن زنگی است که با زنجیری بر سردم زورخانه آویزان است و مرشد به هنگام ورود پهلوانان بزرگ آن را به صدا در می آورد تا همگان از ورود ایشان آگاه شوند. در معابد مهری نیز زنگی یافته شده است که گمان می کنند آن را هنگام نشان دادن تصویر مهر در پایان یا در  آغاز مراسم به صدا در می آورده اند.(8)ولی ممکن است – اگر تصور ما در ارتباط با آیین زورخانه با معابد مهری درست باشد – این زنگ را در معابد مهری به هنگام ورود بزرگان دین به آواز در می آورده اند.وجود قمه ، دشنه یا چاقودر میان ورزشکاران ما با دشنه ای که مهر به هنگام زادن با خود داشت و سلاح اصلی او بود ( 9 ) همانندی دقیق دارد.پهلوانان ما  نیزجز با قمه و دشنه به نبرد با دشمنان نمی پرداخته اند . مراتبی که در زورخانه ها وجود دارد ، مانند کهنه سوار ، مرشد ، پیش کسوت ، صاحب زنگ ، صاحب تاج ، نوچه و جز آن ما را به یاد مراتب هفت گانه ی پیروان مهر می اندازد و چه بسا این هر دو نیز از یک اصل و منشاء بوده باشند. در آداب زورخانه ، چون پهلوانی به مقام استادی می رسید ، و کمال تن و روان می یافت ، از طرف پیشوایان طریقت به این افتخار دست می یافت که تاج فقر بر سر نهد. ( 10)این مراسم در آداب مهری نیز وجود دارد. ( 11 )

 نوچه ها ، پیش خیزها ، نو خاسته ها ، و ساخته ها در زورخانه همان مقامی را دارند که در آیین مهر تازه واردان داشته اند.در آیین مهر رومی ، پیروان مهر را با روحیه جنگی تربیت می کردند(12) در زورخانه نیز به صورتی نمادین ، آداب نبرد آموخته می شود ( 13 ) . در پی این سلسله ارتباطها – اگر فرض ما درست باشد – می توان گمان برد که در معابد مهری اروپایی نیز آیین هایی شبیه به ورزش های زورخانه ای به جای آورده می شده است.

در زورخانه نیز مانند آیین مهر ، تنها کسانی که به سن بلوغ رسیده اند حق تشرف دارند. در سنت پهلوانی ایران ، مردی می تواند به سلک پهلوانان در آید که شانه بر صورت وی بایستد ، یعنی تازه وارد باید بر چهره ی خود ریش داشته باشد ( 14 )

 در زورخانه نیز مانند آیین مهر ، زنان را راه نیست (15) . در زورخانه نیز مانند آیین مهر ، مقام اجتماعی و ثروت جایی و ارزشی ندارد ( 16 ). پهلوانان یکدیگر را برادر یا هم مسلک می خوانند و این همان است که در میان مهر پرستان نیز متداول بوده است. در زورخانه همواره و در هر کار حق تقدم با پیش کسوتان است و این سنت نیز دقیقا در آیین مهر دیده می شود. ( 17 )

دسته سوم از ارتباط ها ، شباهت هایی است که میان شخصیت مهر ایرانی و رومی و شخصیت پهلوان وجود دارد.

در آداب پهلوانی آمده است که پهلوان باید دلیر ، طاهر ، سحرخیز و پاک نظر باشد و علاوه بر ادای فرایض و سنن ، شب زنده دار و دارای حسن خلق باشد . بینوایان را تا سر حد توانایی اعانت کند و از اخلاق پست بپرهیزد(18) . در برابر ، مهریشت اوستایی آمده است که مهر دشمن دروغ است ( بند 26 ) . از کلام راستین آگاه است ( بند 49 ) . نماینده ی پندار ، گفتار و کردار نیک است ( بند 106 ) . مهر نخستین ایزدی است که پیش از خورشید در بالای کوه هرا بر آید ، نخستین کسی است که با زینت های آراسته از فراز کوه زیبا سر بدر آورد ( بند 13 ) . او هرگز فریفته نمی شود ( بند 5 ) . او حامی پیمان است ( بند 3 ) . او زورمندی بی خواب است که به پاسبانی مردم می پردازد ( بند 7 ) . کسی است که پس از فرو رفتن خورشید به پهنه ی زمین در آید و آنچه را در میان زمین و آسمان است بنگرد (بند 95 ) . او حامی تمام آفریدگان است ( بند 54 )

در این ارتباط جالب توجه است که بدانیم تا زمان پهلوان اکبر خراسانی در دوره ی ناصرالدین شاه ، به جای آن که بمانند این زمان به شامگاه به زورخانه روند، سحرگاهان به آنجا می رفتند و به ورزش می پرداختند و پیش از نماز صبح از آنجا بیرون می آمدند. این ما را به یاد ایزد مهر می اندازد که نخستین ایزدی است که پیش از طلوع خورشید در بالای البرز بر می آمده است. ( 19 ) در سنت ، وظیفه ی پهلوان دفاع از ناتوان ، از میان بردن زور گویان و حمایت از پرهیزگاران است . او باید رحیم ، بخشنده و یاری رسان باشد . در برابر، در مهریشت آمده است: باشد که او برای یاری ما آید. باشد که او برای دلسوزی ما آید. باشد که او برای چاره ی کار ما آید. باشد که او برای پیروزی ما آید. باشد که او برای سعادت ما آید. باشد که او برای دادگری ما آید( بند 5 )

بنا به سنت، یک پهلوان دلاوری بی باک است که هرگز هراسی به دل راه نمی دهد و یک تنه بر صف دشمنان می زند و ایشان را از میان برمیدارد. مهر نیز در میان موجودات تواناترین است ( بند 6 ) . خوش اندام ، بلند بالا و نیرومند است ( بند 7 ) . یلی جنگاور و قوی بازو است ( بند 25 ) کسی است که در جنگ پایدار می ماند ( بند 36 ) . قوی ترین خدایان ، نیرومندترین خدایان ، چالاک ترین خدایان ، تیزترین خدایان و پیروزمندترین خدایان است (بند98)

                                                       

                                                ***           ***          ***

 وجود این رشته های دراز و گوناگون ارتباط میان آیین مهر و آیین زورخانه، هر کس را می تواند بدین اندیشه وا دارد که ممکن است آیین پهلوانی ملهم از آیین های مهری باشد و بخصوص گمان کند که ساخت و آداب مخصوص معابد مهری روم باستان ریشه در ایران باستان داشته باشد که در ایران ، تا زمان ما هم به صورت آداب زورخانه هنوز پا بر جا مانده است. اما در آثار فارسی بخصوص در فتوت نامه ی سلطانی ، آیین کشتی گرفتن و پهلوانی به پیامبران و شخصیت های اسطوره ای توراتی منسوب شده است و یعقوب و آدم ابوالبشر به عنوان کسانی که این آیین و فن از ایشان سر چشمه گرفته است یاد شده اند ( 20 ) . این نکته با نظر نگارنده در منسوب داشتن آیین پهلوانی به آیین مهر هماهنگ نیست ، اما در یک نکته میان این دو هماهنگی وجود دارد و آن منسوب کردن آیینی است کهن به اشخاصی کهن ، در زمانی کهن ، این امر با نتایجی که مردم شناسی بدان رسیده است موافقت کامل دارد، زیرا بنا بر پژوهش های مردم شناسان ، آنچه به سنت به مردمان اعصار جدیدتر رسیده است ، همه به اعصاری بسیار کهن مربوط است و انسان مومن به سنت گمان می کرده است که آنچه را بخردانه انجام می دهد، قبلا و در آغاز، توسط خدایان و پیشوایان انجام یافته بوده است ( 21 ) .  هر چند نسبت دادن آیین پهلوانی ایرانی به یعقوب و آدم ابوالبشر که شخصیت هایی سامی – یهودی اند غیر منطقی است ، ولی شگفت آور نیست. این از خصوصیات آیین ها و اسطوره ها است که برای دوام و بقای خود در هر دوره ی فکری و اجتماعی تازه ، می کوشند رنگ محیط تازه را بپذیرند و خود را با تحولات زمان هماهنگ کنند. توجهی به آثار تاریخی فارسی و عربی قرون نخستین اسلامی این حالت جیوه گونه و لغزان آیین ها و اساطیر را اثبات می کند . در این آثار بسیاری از شخصیت های آسمانی و زمینی زرتشتی رنگ و نام اسلامی گرفته اند. مثلا کیومرث برابر حضرت آدم یا فرزندان او شده است ( 22 ) . و بعضی از آثار تاریخی ایران باستان نام قبر مادر سلیمان یا تخت او را به خود گرفته است . بدین روی شگفت نیست که این ورزش باستانی در دوره ی اسلامی با اسطوره ها و شخصیت های نیم اسطوره ای – نیم تاریخی یهود و اسلام مربوط شده باشد. چنان چه بنیان پاره ای از آیین ها و اعتقادات شیعیان ایران را می توان در آیین ها و اعتقادات مردم باستانی ایران یافت .

                                        ***              ***          ***

 اینک باید نکته ای دیگر را یاد آور شد که در زمینه ی باز شناختن ورزش باستانی به ما کمک می کند: افسانه های کهن پهلوانی که به پارسی بازمانده بر دو دسته است : یکی افسانه های پهلوانی اسطوره ای است ، مانند آنچه در اوستا ، در شاهنامه ی فردوسی یا آثاری چون گرشاسب نامه بازمانده ، دوم افسانه های جوانمردی و عیاری است که کهن ترین آنها داستان سمک عیار است. ( 23 ) تحلیل شخصیتهای پهلوانی اوستایی و شاهنامه ای نشان می دهد که بسیاری از خصوصیات این پهلوانان – از جمله گرشاسب و رستم – هم سان خصوصیات یکی از خدایان کهن تمدن هند و ایرانی ، به نام ایندره است . اما مقایسه ی رفتار و کردار این گروه پهلوانان اساطیری با پهلوانان عصر جوانمردی و عیاری و آداب و عادات ایشان نشان می دهد که شباهت چندانی میان الگوی کهن ایندره و پهلوانان اسطوره ای با این پهلوانان عصر عیاری و آداب و عادات ایشان نیست. تعلق به طبقات متوسط  شهری ، داشتن رفتارها و اعتقادات اخلاقی و عارفانه و جنگیدن برای برادری ، برابری و عدل در نزد پهلوانان ایرانی دوره ی عیاری و جوانمردی با اشرافیت ، خشونت و از دم تیغ گذراندن های خودی و بیگانه ی موجود در میان پهلوانان اسطوره ای و نبرد به خاطر سرزمین در نزد ایشان ارتباطی ندارد. دقیقتر بگوییم ، پهلوانی  اشرافی افسانه ای با پهلوانی عوام در عصر تاریخی ایران ، با وجود بعضی ارتباطهای کلی، یکی نیست و این دو از یک اصل و منشاء بر نخاسته اند( 24 ) به گمان نگارنده ، برای جسجوی سابقه ی پهلوانی تاریخی در ایران باید به دنبال افسانه های مربوط به جوانمردان و عیاران رفت .

افسانه های عیاری و در راس آن ها داستان سمک عیار ، وجوه مشترک بسیاری را با سنن و آداب پهلوانی زمان به ما نشان می دهند و با اطمینان ، پهلوانی  در آثار دوره ی اسلامی و عیاری هر دو منشایی واحد دارند. دلیری ، پارسایی ، مهر ورزیدن ، بر سر قول ایستادن ، شکیبا بودن و به شب بیدار ماندن و مردمان را پاسبانی کردن ، از خصوصیات مشترک پهلوانی و عیاری است. حتی ، چه بسا در کتاب سمک عیار پهلوان و عیار یکی دانسته شده اند . مثلا یک بار دو دلاور در جایی پهلوان خوانده  می شوند و در جای دیگر همان دو عیار شمرده می شوند ( 25 ) . در مورد دیگر ، قایم عیار ، در میدان نبرد ، جنگ تن به تن و پهلوانی می کند ( 26 ) . در جای دیگر روز افزون ، که زنی عیار است ، به میدان میرود و پهلوانی می کند ( 27 ) و بارها عیاران دیگر و از جمله سمک ، در میدان پهلوانی می کنند و پهلوان خوانده می شوند( 28 ) .

 

پایان قسمت اول

 

* - این مقاله نخستین بار به عنوان مقدمه ای بر کتاب بررسی فرهنگی – اجتماعی زورخانه های تهران ، شورایعالی فرهنگ و هنر به طبع رسید ، ولی کتاب هرگز منتشر نشد

 

1-M . J. vermaseren mithras  the secret god London  1963 ( pp . 37 – 43 )

از آن در مقاله به vermaseren   یاد خواهد شد

 

2 – حسین پرتو بیضایی کاشانی ، تاریخ ورزش باستانی ایران ، زورخانه ، تهران 1337 ، ص 16 از آن به پرتو یاد خواهد شد

3 – john  R hinnells , the Iranian  background of mithraic  iconography . acta  iranica . premiere  serie , commemoration  cyrus . pp. 242 – 250

4 – مهرداد بهار ، اساطیر ایران ، بنیاد فرهنگ ایران ، تهران 1352 ، بخش های دوم و سوم مربوط به کشتن گاو یکتا آفریده .

5 – F. cumont , the mysteries of mithra , new york 1966 , p 132 . از آن به cumont یاد خواهد شد .

6 – پرتو ، ص 32

7 – cumont , p . 132

8- cumont , p 166

9 – vermaseren  , p. 5-8

10 – پرتو ، ص 83

11 – vermaseren , p . 95 – 8   در بسیاری آثار باز مانده ی مهری در بیرون شهر روم ایزد خورشید را می توان دید که در برابر مهر زانو زده است . در نقش هایی که در بالکان یافته شده است ، خورشید در برابر مهر زانو زده است و مهر در دست دیگر خود چیزی شبیه کلاه را آماده گرفته است تا به خورشید دهد . در بخارست نقشی مانده است که بنا بر آن مهر کلاهی فریجی بر سر خورشید می نهد .

12 – vermaseren  , p 30

13 – احتمالا آموختن نبرد در آیین مهر و در آیین پهلوانی ایران باید به اعصاری بسیار کهن و به جرگه ی مردان در قبایل بدوی باز گردد . در این جرگه ها که خاص مردان بوده ، به جوانان بالغ یک رشته مراسم گوناگون می آموختند که از آن جمله آیین نبرد بود . بسیاری از رقص ها ی سنتی مردانه در ایران و سرزمینهای دیگر نیز معرف نوعی نبرد است که خود بازمانده ی همان آداب کهن جرگه های مردانه است .

14 – پرتو ، ص 33

15 – vermaseren , pp 162 – 5

16 – پرتو ، ص 34

17 – همان  ، ص 34

18 – همان ص 30 – 1

19 – غلامرضا انصافپور ، تاریخ و فرهنگ زورخانه و گروه های اجتماعی زورخانه رو ، وزارت فرهنگ و هنر ، مرکز مردم شناسی ایران ، 1353 ص 77

20 – مولانا حسین واعظ کاشف سبزواری ، فتوت نامه ی سلطانی ، به اهتمام محمد جعفر محجوب ، 1350 تهران   ص 7 - 306 از آن به کاشف یاد خواهد شد

21 – M. eliade  ,  cosmos and  history  , new york 1954  ,  p . 5 .

22 – ابو علی محمد بلعمی ، تاریخ بلعمی ، نصحیح محمد تقی بهار ، 1353 تهران ص 127

23- فرامرزبن خدادادبن عبدالله الکاتب الارجانی ، سمک عیار ، با مقدمه و تصحیح پرویز ناتل خانلری ، پنج مجلد ، از 53 تا 1347 تهران . از آن به ارجانی یاد خواهد شد .

24- در مورد رستم نوعی تداخل دو سنت قدیم و جدید پهلوانی دیده می شود . وقایع زندگی او : زادن ، رشد کردن ، نبرد با دیو سپید و جز آن الگوی کهن ایندره را به یاد می آورد. جوانمردی ، دفاع از مردم و بسیاری از خصوصیات اخلاقی او ، الگوی مهر را نشان می دهد . . این تداخل در مورد رستم شگفت آور نیست . دوره ی تالیف داستان های رستم اواسط دوران اشکانی است و این زمانی است که الگوی کهن حیات دارد ، و الگوی جدید مهری نیز در حال رشد و گسترش است و بی گمان این هر دو بر ساخت داستانی شخصیت و رفتار رستم موثر افتاده اند. با تشکر از یاد آوری ها و استدلال های همکار گرامیم بانو کتایون مزداپور که راهنمای من به این نکته بودند.

25 – ارجانی  ، ج . دوم ، ص 4 – 243

26 – همان  ، ج دوم ، ص 205

27 – همان  ، ج اول ، ص528

28 – همان  ، ج  ، دوم ، ص 188

 

 منبع : ماهنامه ی چیستا سال اول – شماره ی 2  مهر ماه 1360

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1387ساعت 12:28 بعد از ظهر  توسط سعید هدهدی  |