بهزاد خواجات
شعر ، یک پس رفت کامل است . این گزاره گر چه بسیار تکان دهنده نشان میدهد اما بهره ای کافی از حقیقت دارد.در شعر زمان خطی ( که دقیقا برخاسته از حرکت های فیزیکی و عینی جهان است ) متوقف می شود و زمان حلقوی ، تراکمی و باز نشده در امکانات مختلف بیانی و مفهومی خود را به رخ می کشد . این زمان حلقوی ، نه زاده شاعر که کشف شاعر است . شاعر می آموزد که جهان ایستاست و آن چه حادث می شود، نه حقیقت جوهری که اعتباری عینی و به ناچار است برای ثبت واقعیات و حوادث.
پس اگر جهان ایستاست و زمان یک نقطه ی نترکیده ، پس رفت به چه معناست ؟ اصلا این بحث موجهیّتی دارد ؟ باید بگویم که بله ، دارد . ما همه از زمان اولیه به بیرون از این نقطه پرتاب شده ایم و مثل پرهای معلق در هوا آرام آرام دوباره فرود می آییم . در حقیقت زمان قرار ماست برای ثبت لحظه های بالا رفتن و پایین آمدن . پس از زمان اولیه به نام حادثه ی اولیه منطق ساز تمام آن چیزی است که در تمام ابعاد هستی ( که ما تجربه کرده ایم ) از زندگی فکری گرفته تا زندگی عملی حضور دارد و تعیین راه می کند .
شعر ماحصل تجارب و ذهن آدمی است ، تجربه ای که ما در مواجهه ای نو ، بدان رنگ تخیل و خود خواستگی می دهیم . پس شعر نمی تواند به زمان پس از خود اشاره ای داشته باشد، چون در ایستگاه آخر یک تصمیم ، یک انتخاب بزرگ ایستاده است و شاعر از میان تمام امکانات بیانی ، زبانی ، مفهومی و اندیشگی و عاطفی تنها این ، و تنها این انتخابها را داشته است .
چه بسیار شعرها که با اشاره به خورشیدهای دور ، با التزام به امیدمندی ، برآنند تا مخاطب خود را لااقل در ابعاد ذهنی به آینده راه برند ، اما این گذشتن از حال و فتح فردا نیست ، بلکه آن را می توان نوعی خود انگیختگی نامید برای فراموش کردن امروز .
پس رفت زمانی در همه ی اطوار شعر قابل رویت است ، از وجه استعاری زبان گرفته ( که قراری بینابینی است و در گذشته ) تا وجوه جمال شناسیک و حتی وجوه ریختاری شعر . اینها به تمامی در گذشته اتفاق افتاده اند و متعلق به زمانی که دیگر نیست . اما پس رفت شعر پیشرو ( آوانگارد ) چه ؟ آیا چنین شعری هم با این کیفیت ( پس رفت زمانی ) روبه روست ؟ متاسفانه بله و ابن تاسف به خاطر پارادوکس به ناچاری است که تمام آثار پیشرو بدان متصف اند و البته چندان خطرناک نیست.
آثار پیشرو همواره مدعی گسترش یا نقض مرزهایی هستند که یک آثار پیش از خودشان را تبیین می کنند و شکل می دهند . این مرزها البته توسط تمام نهادهای رسمی و غیر رسمی سنت پشتیبانی و تجهیز می شوند چون که اولا در طول زمان خود را پس داده اند و سیاه و سفیدشان مریی مریی مورد تجربه قرار گرفته است و ثانیا به نوعی به هم گرایی و اشتراک سازی معنوی منجر شده اند که اندیشه های نپخته ی مجهول را در آن راهی نیست ، نباید که باشد .
اما ستیز آثار پیشرو در عبور از این ویژگی ها ، ستیزی است که نه در حال و آینده ، که در نشیب گذشته رخ می دهد و این آثار ناچارند با رجعت به گذشته ( یعنی میعادگاهی که پیش فرض های ذهنی مخاطبان را شکل می دهد ) غلاف ببندند و شمشیر بگشایند ، چه ، این جنگ در وهله ی اول با باورهای ادبی تا پیش از این مخاطبان است و این آنها هستند که دعوی آورده اند و باید با پای خود به گذشته ای مستقر هجوم بیاورند، پس این جنگ به ناچار در آوردگاهی رخ می دهد که نه در پیش رو ، که در پشت سر است . شعر آوانگارد با درک این عرصه ی بغرنج منطقا باید همواره بکوشد که از تعریف فاصله بگیرد و هر شعر را با ملاک های خود آن شعر بررسی کند ( و گاه این کار را هم می کند ) اما از آجا که باید از سنت فاصله بگیرد ناچار است که در مقابل احکام تاکنونی شعر حکم بدهد و این همان پاشنه ی آشیلی است که مشروعیت این شعر را نقض می کند چرا که با اولین حکم ، خود نیز به سنت می پیوندد و این یک پس رفت کامل است ، پس رفتی که تمام شعر را بحرانی می کند زیرا که او باید سرسختانه حکم ستیز باشد و پریشانی ، از این سر ، یک مولفه ی مهم در چنین اشعاری است .
ما همه در گذشته زندگی می کنیم ، نمی دانم این جمله را خوانده ام یا که خود گفته ام اما به گمانم گزاره ای سخت جذاب است . در گذشته بودن در وجه هنری و بالطبع ادبی ، گوشه چشمی دارد به عجز نوشتن در مقابل سرعت بالای زندگی . زندگی می شود - اما – نوشته ... نه نمی توان گفت که می شود ، بلکه نوشته شده است ، جنگی نابرابر که آدمی با درک این عجز بیشتر و بیشتر می نویسد و با بی اعتنایی به سازه های به ظاهر منطقی ، می خواهد که به ایجادی جدید بیندیشد و عدم تسلط بر پدیده ها را بدین شکل جبران کند ، برای همین هم شعر در عالی ترین شکل خود می کوشد که کلمه به اشاره ی شعورمند تبدیل شود و به ازلیتی بریزد که در آن جا مثل آدمهای نخستین – نه حرف ، که صوت و ایما ، عالی ترین معناهاست . یک پس رفت کامل .و البته کامل بودن این پس رفت است که شعری می سازد برای آینده .
منبع : گیله وا – ویژه ی هنر و ادبیات
ضمیمه ی شماره ی 97